تبلیغات
وبلاگ شخصی من

آدم برفی مهشید و مهشاد

شنبه 16 بهمن 1389 09:11 ب.ظ
طبقه بندی:هرچه دل تنگت می خواهد بگو........، 

 







شعری از زنده یاد فریدون مشیری

جمعه 5 آذر 1389 12:43 ب.ظ

چرا از مرگ می ترسید ؟;

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

مپندارید بوم ناامیدی باز
به بام خاطر من میکند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است

مگر می، این چراغ بزم جان مستی نمی آرد
مگر این می پرستی ها و مستی ها

برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست ؟
مگر افیون افسونکار

نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد
مگر دنبال آرامش نمی گردید

چرا از مرگ می ترسید ؟

کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید
می و افیون فریبی تیز بال وتند پروازند

اگر درمان اندوهند
خماری جانگزا دارند

نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید
خوش آن مستی که هوشیاری نمیبیند

چرا از مرگ می ترسید ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟

بهشت جاودان آنجاست
گر آن خواب ابد در بستر گلوی مرگ مهربان آنجاست

سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است
همه ذرات هستی محو در رویای بیرنگ فراموشی است

نه فریادی، نه آهنگی، نه آوایی
نه دیروزی، نه امروزی، نه فردایی

جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام

خوش آن خوابی که بیداری نمیبیند !
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

در این دنیا که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند
درین غوغا فرو مانند و غوغا ها بر انگیزند

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید !
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

چرا از مرگ می ترسید ؟


تشكر از نظر سنجی

جمعه 5 شهریور 1389 11:56 ق.ظ
طبقه بندی:پاسخ پیامها، 

ممنون از نظر سنجی شما عزیزان

 


پیام های شما

شنبه 30 مرداد 1389 11:07 ق.ظ
طبقه بندی:پیام ها..............، 

نگار
10:31:05 89 سی ام مرداد
...................
برای ساختن وبلاگ شخصی چیكارباید كرد؟


پاسخ پیامها

شنبه 30 مرداد 1389 11:00 ق.ظ
طبقه بندی:پاسخ پیامها، 

                 
نگار
10:31:05 89 سی ام مرداد
...................
برای ساختن وبلاگ شخصی چیكارباید كرد؟                                                                                 
 
 
سمیرا
    نگار جان جواب سوالتو برات mail میكنم


پاسخ پیامها

شنبه 30 مرداد 1389 10:41 ق.ظ
طبقه بندی:پاسخ پیامها، 

دوست عزیز از شعر زیبایی كه فرستادی ممنونم

 


دختر گل فروش

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 12:33 ق.ظ
طبقه بندی:هرچه دل تنگت می خواهد بگو........، 

 

دختر گل فروش      

اینجا جنوب تهران است.جاده ای که به بهشت زهرا (س) میرسدو این کودکان، همان حوریان بهشتی اند که با دسته دسته گلهایی که می فروشند، زندگی می کنند.چشمانشان درخشش خاصی به خود می گیرد وقتی زیر آفتاب گرم و سوزان تابستان وبادهای سرد و سخت زمستان، تنها یک ماشین بین صدها ماشین رهگذر، توقف می کند تا شاید با خریدن شاخه گلی دلشان را شاد کند.بیشتر در سنین کودکی اند و لابه لای این کودکان نوجوانان هم به چشم می خورند.

 خستگی و گرسنگی معنا ندارد وقتی هیچ ماشینی نایستد.

چشمان مادر به راه است تا بلکه فرزندش از راه برسد و پیام آور لقمه نانی باشد تا غذایی از دست معصوم گل فروش کوچکش فراهم نماید و دور سفره بنشینند.

هنوز خورشید بالا نیامده بود که مادر بدرقه شان کرد و نزدیک ظهر که می شود، مادر نگران نان آور گل فروشش می شود.

اینجا همه گل به دست اند و چشم به راه.

اینجا جنوب شهر تهران، پایتخت ایران است!

چشمانش به جاده ای طولانی خیره است و انتظار می كشد،آرام و قرار ندارد و تمام حواس خود را به نقطه ای معطوف كرده، به آن نقطه ای كه ماشینی در حال آمدن است تا به طرف آن بدود و از رقیبان خود جلو بزند.چهره اش بر اثر تازیانه بادهای سرد پائیزی بیابان خشک و قرمز شده است. همان گونه كه به سمت ماشین ها می دود، می گوید اسمش محبوبه است و ??سال سن دارد. اما جثه كوچك محبوبه، یكی از گل فروشان نوجوان این اتوبان ??ساله به نظر نمی آید، هر چند كه دستانش بسان کسی است كه سال های سال خارهای زندگی را چیده و پوست خشك صورتش سیلی زمانه را به جان خریده است. مجبوراست به همراه برادرش كه او هم گل فروش است برای تأمین خرج خانواده كار كند، دلش برای درس و مدرسه لک زده است ولی به خاطر غیبت های مکررش برای کار از مدرسه ” هفته ای حداقل 2 نفرشان برای فرار از دست شهرداری و نیروی انتظامی و یا بی احتیاطی رانندگان در این جاده کشته می شوند ولی این باعث نمی شود خانواده این کودکان آنها را از کار منع کنند و بعضا به اجبار آنها را به سر کار می فرستند. “ اخراجش کرده اند و دیگر نتوانسته و نگذاشته اند که به تحصیلش ادامه دهد.

او و همکاران کودکش50 شاخه گل در دستانش را از بازار گل به قیمت 3000 تومان می‌خرند و 5000 تومان می‌فروشند.

2000 تومان سود را به ازای تمام خطرات به جان می‌خرند. چند هفته پیش یكی از دوستانشان از ترس ماموران انتظامی به سمت جاده فرار كرده و اتومبیلی با آهن‌های سردش جان دستان گرم او و گل‌های زردش را گرفته بود.آنها می گویند هفته ای حداقل 2 نفرشان برای فرار از دست شهرداری و نیروی انتظامی و یا بی احتیاطی رانندگان در این جاده کشته می شوند ولی این باعث نمی شود خانواده این کودکان آنها را از کار منع کنند و بعضا به اجبار آنها را به سر کار می فرستند.

دستان دخترك پر از گل‌هایی بود كه هیچ عطری برای تمنای فروش نداشت. درست برعكس گل‌فروشی‌های پر زرق‌وبرق بالای شهر. چهره دخترك و دیگر بچه‌هایی كه گل می‌فروختند با چهره بچه‌هایی كه بی‌هیچ دغدغه‌ای برای رد شدن از خیابان دست پدر مادرشان را می‌گیرند، زمین تا آسمان فرق داشت. گل‌هایی هم كه در دستان كوچك‌اش بودند همه تمنای فروش داشتند. تمنای پولی كه حداقل برای خوردن یك ساندویچ كفایت كند.

سال‌هاست هنگام عبور از جاده بهشت‌زهرا به كودكان گلفروش برمی‌خوریم اما به نظر می‌رسد وضعیت اسفبار این كودكان هنوز زنگ خطرها را برای مسوولان به صدا درنیاورده تا برای رسیدگی به وضعیت آنها در راستای ساماندهی شرایط فعلی، اقدامی هرچند كوچك اما موثر انجام دهند. بر اساس قانون وظیفه رسیدگی به وضع این گل فروشان بر عهده نیروی انتظامی و شهرداری است اما وقتی از هر کدام از این ارگانها پیگیر این مطلب می شویم ،آن رامحول به سازمان دیگر می کند.

یکی از ماموران شهرداری ناحیه 5 منطقه 19 سد معبر و ایجاد ترافیك در اتوبان بهشت زهرا را از مشكلات اساسی این اتوبان ذكر كرده و می گوید: این اتوبان به دلیل ترافیكی كه گل فروشان ایجاد می كنند، هفته ای دو كشته بر جای می گذارد.

به گفته این مامور ابتدای اتوبان ایرانی ها می ایستند و از وسط اتوبان به بعد خارجی ها(افغانی ها) می ایستند و گل می فروشند. هر یك از افغانی هایی كه دراین اتوبان مشغول هستند حدود ?? نفر از نزدیكان خود را ” چند هفته پیش یكی از دوستانشان از ترس ماموران انتظامی به سمت جاده فرار كرده و اتومبیلی با آهن‌های سردش جان دستان گرم او و گل‌های زردش را گرفته بود. “ به این مكان آورده و بر ازدحام این مكان افزوده اند. وی که تمایلی به فاش شدن نامش نداشت ادامه داد: شهرداری مأموریت و اجازه اجرایی و قانونی برای برخورد با سد معبر و گل فروشان را دارد اما دادسرای شهرری اجازه نمی دهد تا برخورد قانونی با آنها شود چرا كه معتقد است، گل فروشی جرم نیست.

این مأمور ادعا می كند: بیشتر نوجوانان این اتوبان،آلوده به مواد مخدر از جمله شیشه، تریاك و غیره هستند و از آنجایی كه گل فروشی راحت ترین كار و برای آنها پر در آمدترین شغل است به این جا می آیند و گل می فروشند. وی می گوید شهرداری چند غرفه فروش گل در داخل بهشت زهرا احداث کرده است اما وی علت رغبت نداشتن گلفروش‌های جاده بهشت زهرا(س)‌ به فعالیت در غرفه‌های مربوطه و اصرار آنها به فروش گل در سطح جاده را این‌گونه بیان می کند: اگرچه برخی از شهروندان گل مورد نیاز خود را از مركز فروش گل در داخل بهشت زهرا می‌خرند، اما بخش قابل توجهی از مردم نیز هستند كه از سر دلسوزی ترجیح می‌دهند گل و گلاب مورد نیاز خود را از كودكان گلفروش كنار جاده خریداری كنند، ضمن این‌كه متاسفانه در این میان هستند افرادی كه ترجیح می‌دهند به جای این‌كه مسافتی را تا مركز فروش گل در داخل بهشت زهرا طی كنند، داخل ماشین بنشینند و این كودكان گلفروش خود به نزدشان آمده و بدون اتلاف وقت از آنها گل بخرند و جالب این‌كه این كودكان گلفروش و صاحبكاران آنها نیز با اطلاع از همین استقبال مردم از بازاری كه دارند، حاضر نیستند گلفروشی در جاده را رها كنند. وی در حالی كه عصبانی به نظر می رسد ادامه می دهد:این مسأله بدون درگیری قابل حل است اگر راهنمایی و رانندگی همكاری كند شاهد تصادفات ناگوار نخواهیم بود. این مأمور شهرداری ادامه می دهد: راهنمایی و رانندگی با مستقر كردن یك مأمور در هر ??? متر می تواند از بروز حوادث ناگوار رانندگی كه عمدتاً به خاطر توقف رانندگانی كه برای خرید گل توقف می كنند، جلوگیری كند.

این در حالی است که جانشین رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از كوتاهی شهرداری ” بر اساس قانون وظیفه رسیدگی به وضع این گل فروشان بر عهده نیروی انتظامی و شهرداری است اما وقتی از هر کدام از این ارگانها پیگیر این مطلب می شویم ،آن رامحول به سازمان دیگر می کند. “ تهران برای جمع‌آوری سد‌‌معبردستفروشان و بخصوص كودكان گلفروش حاشیه جاده بهشت زهرا كه موجب افزایش ترافیك و احتمال بروز تصادفات می‌شود، انتقاد می‌كند. سرهنگ مجید پریزاد: حضور ده‌ها كودك كم سن و سال گلفروش در حاشیه جاده بهشت‌زهرا و اتوبان تهران قم بیانگر این است كه شهرداری در انجام مسوولیت محوله كوتاهی می‌كند كه این مساله بروز تصادفات و بخصوص تصادفات منجر به فوت را افزایش داده و ضروری است شهرداری تهران بویژه شهرداری منطقه 19 راهكار جدی در این زمینه بیندیشد.

فروشندگان این گل‌ها معمولا از ساكنان مناطق اطراف بهشت زهرا مانند اسلامشهر، صالح‌‌آباد، باقرآباد، ورامین و... هستند كه به دلیل وضع بد مالی خانواده ناچارند از راه فروش گل امرار معاش كنند.اگر شانس بیاورند و نیروی انتظامی دستگیرشان نكند یا بساطشان توسط ماموران سد معبر شهرداری جمع نشود، آن وقت است كه تازه باید تمام طول روز زیر آفتاب گرم تابستان و سرمای سخت زمستان به انتظار فروش گل‌هایشان بنشینند و در پایان كار روزانه، خسته از تمام ناملایمات زندگی از مجموع چند‌ ده هزار تومان فروشی كه داشته‌اند، تنها مبلغ اندكی به آنها برسد.

با این حال حضور پررنگ این كودكان در حاشیه جاده بهشت‌زهرا بیانگر این است كه علی‌رغم وعده‌های داده شده طرح‌های ساماندهی گلفروش‌های جاده بهشت زهرا هنوز راه به جایی نبرده است و مسوولان این كودكان را به فراموشی سپرده‌اند و در این میان هر یك تلاش می‌كنند با رفع مسوولیت از خود این وظیفه را بر دوش سازمان دیگری بیندازند راهنمایی و رانندگی كه تنها به حضور در مناسبت‌های خاص در حاشیه این جاده اكتفا كرده و شهرداری نیز فقط چند كانكس گل‌فروشی در داخل بهشت زهرا راه‌انداخته است، كانكس‌هایی كه معمولاً گل‌ها را 2 برابر قیمت بچه‌های گل‌فروش می‌فروشند.

شاید بارها جلسات متعددی در دستگاه‌های مربوطه برای ساماندهی این وضعیت، تشكیل شده و تصمیمات متعددی بر روی كاغذ نوشته شده باشد اما آنچه امروز، مهم است این است كه این بچه‌های گل‌فروش هنوز در حاشیه جاده بهشت زهرا هستند، نفس می‌كشند و به دنبال به دست آوردن اسكناسی‌ همپای ماشین‌ها می‌دوند .

 

 

 

 

 


روز عشق ایرانیان

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 12:29 ق.ظ
طبقه بندی:هرچه دل تنگت می خواهد بگو........، 

 
Home اخبار سپندارمذگان روز عشق ایرانیان
سپندارمذگان روز عشق ایرانیان

غوغای ولنتاین بیگانه در برابر کهن آیین مهرورزی
چند صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای بسیار غنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به عاریت گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی بافرهنگ جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون اطلاع از ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله اجتماعی _ فرهنگی مطرح است. ولنتاین را همه می شناسند. چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ماحضور یافته و با نزدیک شدن به دهه آخر بهمن ماه در روزنامه ها، مجلات و سایت های اینترنتی به شکل مقاله و نوشتار، در پشت ویترین ها به شکل هدایا و کارت پستال های منسوب به ولنتاین و بر سر زبانها با جمله «ولنتاین مبارک» این حضور رابه اثبات رسانیده است. برای باور این گفته، کافی است وارد اینترنت شوید و کلمه«ولنتاین» یا «ولنتین» را برای جست وجو وارد کنید، آنگاه به طور حیرت آوری بالیست بی انتهایی از وبلاگهای جوانان ایرانی مواجه خواهید شد که مطالبی درخصوص این روز همراه با تبریکات متعدد و متنوع آورده شده است! یا در همان روزها، نگاهی در سطح شهر _ بخصوص مرکز و مناطق بالای شهر _ بیندازید، حتماًمتوجه تفاوت آن با روزهای دیگر خواهید شد. شهر و مغازه ها با هدایا، عروسکها و کارت پستال های رنگارنگ ولنتاینی! رنگ وبوی خاصی به خود می گیرند؛ جنب وجوشی همچون روز مادر و عید نوروز در بین مردم بخصوص جوانان به چشم می خورد؛ همه چیز شاد به نظر می رسد. دیگر کمتر کسی است که اگر به دنبال بهانه ای برای ابراز عشق و علاقه به کسی می گردد؛ در این روز، با تهیه هدایا و کارت پستال های مخصوص این روز که کاملاً رنگ و بوی سرزمین و فرهنگ اصلی شان رادارند، خود را به قافله عاشقان روز ولنتاین، این رسم آشنای بیگانه نرساند. چند صباحی است که در این دیار با وجود داشتن روز عشق ایرانی با پشتوانه ای بسیارغنی تر و کهن تر از ولنتاین، برای ابراز عشق خود، رسمی از بیگانگان به عاریت گرفته شده است. گسترش مراسمی از این قبیل که چندان سنخیتی با فرهنگ جامعه ما ندارد و همچون دیگر رسم ها و مدهای وارداتی، اغلب مردم بدون اطلاع از ریشه و فلسفه آن، تنها اجراکننده محض آن هستند، به عنوان یک مسأله اجتماعی

_ فرهنگی مطرح است. البته این مسأله تنها خاص ولنتاین نیست و به قول معروف«تا بوده همین بوده!» و همیشه داشتن رنگ و بوی فرنگی امور مختلف زندگی مان را نشان بر متمدن و به روز بودن و باکلاسی دانسته ایم و عدم پیروی از آن را نشانبر عقب ماندگی! «و آنقدر جذب آیین و رسوم و مناسبات زندگی غربیان شده ایم که گاه در پی افراط در این تقلید کورکورانه و ظاهری، به نسخه ای به مراتب غربی تر ازخود غربیان بدل شده ایم.» در حالی که نسبت به فراموشی آداب و رسوم و آیین های ملی و مذهبی خود هیچ واهمه ای نداریم و این بار نوبت، نوبت ولنتاین است که غافل از آیین های کهن مهرورزی خود، آن را بهتر از صاحبان اصلی اش اجرا کنیم.شاید کمتر ایرانی از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزاری جشنی برای بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میلاد رومیان، بلکه ازبیست قرن پیش از میلاد! اطلاع داشته باشد؛ شاید کمتر ایرانی بداند که بیست و نهم بهمن ماه(۱) و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند (پنجم اسفندماه) با نام «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان»، روز عشق ایرانیان است.(۲)یعنی دقیقاً ۳ روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر پس از پشت سر گذاشتن چندین روز متفاوت، تقریباً به روال عادی برگشته است و مردم، بی خبر و بی تفاوت،

فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی! آن را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند.

نه دیگر از هدایای مخصوص ابراز عشق و محبت خبر است و نه تکاپوی مردم برای

ابراز عشق. غافل از اینکه این روزها، همان روزی است که احساس نیاز به آن و جای

خالی اش، آنها را سخت مجذوب جشن ولنتاین نموده است.

بی اطلاع از این روز نیز همچون روز ولنتاین برای پاسداشت عشق و دوستی بنا

نهاده شده است تا ابراز محبت و مهرورزی به بوته فراموشی سپرده نشود! با این

تفاوت و برتری که از آن خودمان و متناسب با فرهنگ و روحیات خودمان است. در

فرهنگ ایران باستان، این روز به عنوان روز زمین، روز مادر، روز زن و به طور کلی روز

عشق نامیده شده است (چرا که همه اینها در یک یا چند ویژگی و مشخصه به هم

ربط پیدا می کنند). مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان، زمین گستراننده،

مقدس، فروتن و نماد عشق است. چرا که با فروتنی، تواضع و گذشت به همه

عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در

دامان پرمهر خود امان می دهد. زمین نماد عشق و همانند زن، زاینده و آفریننده

است.» در اسطوره ها، این روز به ایزدبانوی نگهبان زمین ، یعنی «اسپندارمد» (

اسفندارمد، سپندارمد، سپنته ارمئیتی)(۳) تعلق دارد. سپنته آرمئیتی با نمادی

زنانه، دختر اهورامزدا، چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه

عرفان(۴) است. وی در عالم معنوی، مظهر عشق، تواضع و فروتنی و در عالم

مادی، نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهردوست است و تمام خوشی

های دنیا در دست اوست. وی موظف است زمین را خرم، آباد و بارور نگاه دارد. به

این جهت، هر کس به کشت و کار و آبادانی بپردازد، خشنودی سپندارمذ را فراهم

می کند.(۵)

در کتاب ابوریحان بیرونی در خصوص این روز آمده است که «این جشن ویژه زنان و

روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در آن از شوهران خویش پیشکش دریافت

می کرده اند، از این رو آن را جشن مزدگیران نیز می خوانده اند.» شادی، تفریح،

عشق ورزی، قدردانی، هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن، به خصوص در مورد

زنان، به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل آنان از کار و تلاش

به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است.

سپندارمذ تنها نمونه ای از شکوه و زیبایی پشتوانه های فرهنگی ایران است که به

فراموشی سپرده شده است. ولی این مختصر داشته غربیان است که با این

سرعت و وسعت جهان را سیر نموده و چهره ای جهانی به خود گرفته و توانسته

بی هیچ چالشی مانند بسیاری از سنت های فکری و رفتاری آن دیار، آرام و بی صدا

وارد زندگی و فرهنگ جوامع مختلف شود و همه را هم صدای خود کند. دلیل این امر

چه می تواند باشد؟ توان اقتصادی و سیطره صاحبان ولنتاین به فناوری معاصر

ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی و قوی تر عمل کردن آنها به واسطه این امکانات،

نبود خودباوری ما و عدم تلاش برای شناخت و ماندگاری گنجینه های فرهنگی خود

یا در وجود نداشتن شرایط و زمینه گسترش جشن ها و مناسبات نشاط آور، جذاب و

منطبق با روحیات، نیازها و سلایق مردم.

بسیاری از صاحبنظران با قائل شدن کارکرد برای پدیده های فرهنگی و اجتماعی

مانند ولنتاین، بر این باورند که جشن ولنتاین پاسخی است به یک نیاز: نیاز به شادی

و یکی از اصلی ترین دلایل رواج گسترده این جشن را در جامعه محدود بودن روزها و

مناسبت های شادی می دانند. به عقیده داور شیخاوندی (جامعه شناس): «اگرچه

این رسم برگرفته از یک سنت اروپایی، آمریکایی است، اما در کشور ما به دلیل

اینکه روزهای شاد بسیار کم است، جوانان روز ولنتاین را جشن می گیرند» و به

دنبال این نیاز، برگزاری ولنتاین و بزرگداشت مهر و محبت را ابتکار خود جوانان می

دانند.

در تأیید این مسأله، دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز در

مورد علت گرایش جوانان به چنین مراسمی، با اشاره به «قرار گرفتن در یک

وضعیت جهانی» معتقد است: «اگر مراسم سرور محدود شود، نمی توان توقع

داشت که چنین جامعه ای به دنبال جشنها و اعیاد سایر جوامع نرود». و اظهار می

دارد که مطمئناً در آینده نزدیک ، بسیاری از جشنهای مسیحی (غربی) وارد جامعه

ما می شود.

به خاطر اینکه ما نه تنها چنین مراسمی را ایجاد نکرده ایم، بلکه مراسمی را که

برای ابراز شادمانی داشتیم، نیز ، محدود کرده ایم. این موضوع نه تنها تبعات

نامطلوب اجتماعی و افسردگی را به دنبال دارد، بلکه باعث می شود عوامل

سرورآور فرهنگهای دیگر ، مثل مد و ... وارد جامعه شود.

دکتر علم الهدی با اشاره به اینکه تأثیر الگوبرداری از روزهایی مثل روز ولنتاین در

جامعه همچون تأثیر قرص های نیروزا، نشاط کاذب می آورد؛ یادآور می شود که «

ما باید فضای مناسب نشاط آور ، منطبق با ظرفیتها و نیازهای فطری داشته باشیم.

ما نباید جوانانمان را در فضایی غمگین قرار دهیم. اگر نیازهای روحی جوان در

جامعه تأمین نشود ، به سایر فرهنگها روی خواهد آورد.»

محمدعلی الستی نیز می گوید: «به دلیل اینکه ما نتوانسته ایم عناصر فرهنگی خود را برای جوانان به روز و جذاب کنیم، جوانان به این فرهنگها روی آورده اند.» وی تصریح می کند: «ترویج الگوهای بیگانه با ضرورتهای کشور ما سازگار نیست ولی در صورتی که فرهنگی جذابیت داشته و قابلیت گسترش در کشورهای دیگر را داشته باشد، رواج می یابند؛ در غیراین صورت در کشور خود نیز به دست فراموشی سپرده می شوند». این جامعه شناس تأکید می کند:«اگر فرهنگی با روحیات نسل جوان سازگار باشد ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت».

در پی این مباحث ، به نظر می رسد نیاز به شادی و عدم توجه و پاسخگویی به این نیاز در جامعه محوری ترین دلیل برای رواج جشنی بیگانه در کشوری است که فرهنگ آن ریشه در جشن و شادی و مهرورزی دارد. کشوری که به قول ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، شمردن شمار جشن های آن همانند شمار کردن آبگذرهای یک سیلاب غیرممکن است. آری ، واقعیت فراموش شده هم همین است که فرهنگ اصیل ایرانی فرهنگ شادزیستی، شادباشی، شادگویی و شادخوری است ؛ و در یک کلام، فرهنگ جشن و شادمانی است. جشن های ۱۲گانه ، آیین های نوروزی، جشن سده، گاهنبارهای (جشن های ) ششگانه به یمن شش آفرینش بزرگ جهان، جشن تولد خورشید (یلدا) و هزاران مراسم دیگر ، خود، مؤید پیوند عمیق و دیرینه فرهنگ این مرز و بوم با جشن وشادی است. قدرخانی در مقاله ای دراین خصوص می نویسد: «ایرانیان تنها مردمی هستند که در تمام افسانه ها، اساطیر و داستانهای ملموس و غیرملموس دور یا نزدیک، شادمان ترین مردم شناخته شده اند. ایرانیان قدیم برای تولد هرماه و روز و هفته خود جشنی داشتند که همه به یکدیگر مهر می ورزیدند. شاید به همین دلیل ایران کشور آیین مهرورزی نام گرفته است». با این همه مناسبت و بهانه برای شادبودن و مهرورزی، که همگی نشان از فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی ، فلسفه حیات و کلاً جهان بینی ایرانیان باستان دارد، باز ، ولنتاین را برای شادبودن و عشق ورزی برمی گزینیم!

ولی علاوه براین کارکرد که بسیاری بر ولنتاین قائل هستند، باید به کارکرد مهم تر آن نیز اعتراف نمود چرا که شاید، اگر ولنتاینی نمی آمد، دلیلی نیز، برای شناختن و شناساندن داشته های خودمان احساس نمی شد. همیشه به همین منوال بوده؛ بی خیال، دست روی دست می گذاریم تا مشکلی همچون تلنگری ما را به خود آورد. آنگاه به تکاپو می افتیم و «کاسه چه کنم چه کنم به دست می گیریم!» و چون علاج واقعه پس از وقوع کرده ایم، در حل آن مستأصل شده و تازه به خود می آییم که ای داد، گذشتگان چه بجا گفته اند که «پیشگیری به از درمان!» ولی این ، فقط علم به حضور معضل است که به تنهایی مشکلی را حل نخواهد کرد چرا که یافتن و اعمال روش های مؤثر درمان، خود بحثی است به مراتب پیچیده تر از کشف معضل دلیل گسترش آن. ولی در پی تجربه، دیگر همه دانسته ایم که در رابطه با اینگونه مسائل فرهنگی و اجتماعی ، بهترین راهکارها از نوع فرهنگی و اجتماعی است و استفاده از زور و فشار، اگر تأثیری هم داشته باشد مقطعی و زودگذر خواهد بود . همانگونه که در سالهای گذشته ، در پی اخطار به مراکز فروشی که ولنتاین را با ارائه کالاها و هدایای این روز، ترویج می دادند، برای مدتی نام ولنتاین از سردرمغازه ها پایین کشیده شد؛ ولی با این وجود، همچنان شاهد حضور هدایا و کارت پستالهای بیشتر و متنوع تر ولنتاینی به عنوان صدرنشین ویترین مغازه ها و افزایش طالبان آنها هستیم و باید توجه داشت که ولنتاین نیز همچون دیگر پدیده های فرهنگی ، اجتماعی تا زمانی به حیات خود ادامه می دهد که بتواند نیازی را پاسخگو باشد و کارکردی را ایفا نماید. همانگونه که محمدعلی الستی معتقد است انسان دارای یک سری نیازهاست و هر فرهنگی که بهتر به این نیازها پاسخ دهد، فراگیرتر خواهد شد. ولی با این وجود براین نکته نیز باید تأکید داشت که اگر الگوهایی ارائه شود که در راستای پاسخ به نیازها و سازگار با سلایق، نیازها و ضرورتهای جامعه باشد، در آن صورت می توان به پذیرش و کشش جوانان به فرهنگ خودی امیدوار بود. هرچند به دلیل جاافتادن ولنتاین در افکار و عادات مردم، جایگزینی الگوی ایرانی آن کمی مشکل به نظر می رسد، ولی به قول قدیمی ها که پیامشان ، همواره نشر امید و تکاپو است :«ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است !» پس بهتر است هرچه زودتر برای گرفتن ماهی دست به کار شویم و «جلوی ضرر را زودتر بگیریم که هر زمان باشد ، منفعت است»!

پی نوشت:

۱- به علت شش ماه سی و یک روزه در سالنمای کنونی ایران، این روز با تفاوت ۶ روز از ۵ اسفندماه به ۲۹ بهمن منتقل شده است.

۲ - مبنای این جشن به عنوان یکی از جشنهای دوازده گانه ایران باستان به این صورت است که در ایران باستان ، همه ماههای سال سی روزه بود. این ماهها اسامی امروزی را داشتند و علاوه برآن، هریک از روزهای ماه نیز نامی داشتند. وجود نام این ۱۲ ماه در میان اسامی روزهای ماه سی روزه مبنای جشن های دوازده گانه ایران باستان بود. بدین ترتیب که یک روز همنام در هرماه وجود داشت و هرگاه آن روز فرا می رسید مردم جشن می گرفتند. این جشن ها عبارت بودند از : فروردینگان (۱۹ فروردین ماه)، اردیبهشتگان (۱۳ اردیبهشت ماه)، خوردادگان (۶ خردادماه) ،تیرگان (۱۳تیرماه )، امردادگان (۱۷ مردادماه)، شهریورگان (۳شهریورماه) ، مهرگان (۱۶مهرماه)، آبانگان (۱۰آبان ماه)، آذرگان (۹ آذر )، دیگانه (۸ ، ۱۵ و ۲۳ دی ماه) ، بهمنگان (۲ بهمن ماه) و سپندارمذگان

(۵ اسفندماه) (ر.ک به آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز ، تألیف دکتر روح الامینی )

۳ - سپندارمذ یا سپنته آرمئیتی از دو جزء سپنته - پاک ورجاوند و آرمئیتی یا آرمیتی - اندیشه ، فداکاری ، بردباری، سازگاری ، فروتنی ، مهر و عشق تشکیل شده است.

۴ - در فرهنگ زرتشتی شش فروزه و صفت بین انسان و خداوند مشترک است. به گونه ای که انسان می تواند با بهره مندی و به کارگیری هریک از این صفت ها به اهورامزدا نزدیکتر شود. در بین این ویژگیها چهارمین فروزه و صفت سپنته آرمئیتی نام دارد . این واژه که فروتنی و بردباری معنی می دهد، یکی از فروزه های اهورایی است که انسان نیز می تواند آن را در خود پرورش دهد.

۵ - به همین منظور ایرانیان، در ماه اسفند اقدام به امور اجتماعی و عمرانی عام المنفعه می کردند و به حفر قنوات و خشکانیدن مردابها و باتلاق ها و آبادکردن زمین های بایر به وسیله سدبندی رودخانه ها و کشت و زرع و نشاندن درخت می پرداخته اند و اجرای این امور را جزو فرایض دینی خود به حساب آورده و ایمان داشتند که اگر کسی چنین کارهای نیکو کند، پس از مرگش در بهشت جاویدان خداوند، منزل خواهدگرفت.

 


مثلث حیات

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 12:23 ق.ظ

نكات و توصیه های مهم آقای Doug Copp

1-در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان هر كسی كه از روش (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده) استفاده كند بدون استثناء و همواره محكوم به مرگ است. افرادی كه زیر اشیائی نظیر میزها و اتومبیل‌ها می‌روند در همانجا له می‌شوند.

2-سگ‌ها و گربه‌ها و بچه‌ها همگی آنها اغلب بصورت طبیعی در وضعیت جنینی كه در رحم قرار دارند، خم می‌شوند و شما هم باید همین طور عمل كنید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاء است. شما می‌توانید با همین شیوه در فضای خالی كوچكتری زنده بمانید. پس در زمان بروز زلزله سریع خود را كنار اشیاء بزرگ، مانند كاناپه بزرگ و یا اجسام محكمی كه در مقابل ضربه كمتر فشرده می‌شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می‌گذارند، قرار دهید.

3-ساختمان‌های چوبی از ایمن‌ترین نوع ساختمان‌ها محسوب می‌شوند كه می‌توانید در هنگام وقوع زلزله در داخل آنها باشید، دلیل آن ساده است زیرا چوب قابل انعطاف بوده و با نیروی زلزله به راحتی حركت می‌كند. اگر ساختمان چوبی فرو ریزد فضاهای خالی بزرگی ایجاد می‌شود. همچنین ساختمان‌های چوبی دارای وزن متمركز شده و خردكنندگی كمتری هستند. ساختمان‌های آجری می‌توانند در حد قطعات آجر متلاشی شوند و آجرها منجر به بروز صدمات زیادی می‌شوند البته اجساد له شده ناشی از فرو ریختن آنها از صدمات حاصل از فرو ریختن قطعات بتنی بزرگ، كمتر می‌باشد.

4-اگر زلزله درهنگام شب و زمانی كه شما در رختخواب خود هستید اتفاق بیفتد كافی است از روی تخت به پایین بغلتید، یك فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد. هتل‌ها می‌توانند نرخ زنده‌ماندن ساكنان خود را در هنگام وقوع زلزله، با نصب تابلوی راهنما در پشت درب اتاق‌ها و اطلاع‌رسانی به ساكنان مبنی بر اینكه "در هنگام وقوع زلزله روی زمین كنار تختخواب دراز بكشید" افزایش دهند.

5-اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان بسادگی امكان‌پذیر نیست، در وضعیت جنینی در كنار كاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.

6-هر كسی كه در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد محكوم به مرگ است. زیرا هنگامی كه زیر درب قرار دارد ، چهارچوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بیافتد، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستون‌ها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.

7-هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله ها نروید زیرا پله‌ها دارای گشتاور فركانسی متفاوتی هستند و لذا مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می‌كنند. به عبارتی پله‌ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می‌كنند تا اینكه شكست سازه‌ای در پله رخ دهد و كسانی كه روی پله هستند قبل از اینكه پله خراب شود توسط گام‌های پله گرفتار شده و بصورت وحشتناكی قطع عضو خواهند شد. در هنگام زلزله حتی اگر ساختمان فرونریزد باز هم از پله‌ها دور بمانید زیرا پله‌ها از مناطقی هستند كه احتمال تخریب بیشتری دارند حتی اگر پله‌ها توسط زلزله فرو نریزد ممكن است در اثر وزن ازدحام زیاد افرادی كه فریادكشان از روی آن در حال فرار هستند فرو بریزد. پله‌ها باید پس از وقوع زلزله هر چند كه ساختمان آسیب ندیده باشد از نظر ایمنی مورد آزمایش قرار گیرند.

8-به دیوارهای محیطی ساختمان نزدیك شوید و یا در صورت امكان به بیرون از آنها بروید. هرچه داخل‌تر و دور‌تر از دیوارهای محیطی ساختمان باشید احتمال اینكه راه گریز شما مسدود شود بیشتر خواهد بود.

9-كسانی كه در هنگام وقوع زلزله در خیابان‌ها داخل خودروی خویش می‌مانند وقتی كه خیابان طبقه فوقانی روی آنها خراب می‌شود (در اتوبان‌های دو طبقه)، جان خود را از دست می‌دهند. این دقیقآ همان چیزی است كه در آزادراه نیمیتز (Nimitz Freeway) رخ داد و قربانیان زلزله سانفرانسیسكو همگی در داخل خودروی خود به هنگام زلزله باقی ماندند و همگی كشته شدند . آنها می توانستند زنده بمانند اگر از خودرو خارج شده و در كنارآن نشسته و یا دراز كشیده بودند.كلیه خودروهای له شده بجز خودروهائی كه ستون‌های پل مستقیمآ روی آنها سقوط كرده بود، دارای فضای خالی‌ای به ارتفاع 90 سانتی متر در اطراف خود بودند.

10 -از خزیدن در داخل خرابه‌های دفاتر روزنامه‌ها و یا اداراتی كه كاغذهای انباشته زیادی در آنها وجود داشته است، دریافتم كه كاغذ دارای خاصیت ارتجاعی بوده و چندان فشرده نمی‌شوند لذا فضاهای خالی زیادی در اطراف بسته‌های كاغذ بوجود می‌آید كه می‌تواند در زمان زلزله مورد استفاده قرار گیرد



نظرسنجی

  • لطفا نظرتان را نسبت به وبلاگ من بگویید؟ و در قسمت تماس با ما هم پیام های خودتان را بگذارید منتظرتان هستم با تشكر


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :